قاتل روبروي مرد و زن ايستاده بود.

به طرف زن شليك كرد.مرد جلو آمد و پول وعده داده شده را پرداخت كرد...

هنوز برنگشته بود كه صداي دومين شليك بلند شد...

و مرد فهميد چرا امروز صبح،پولهاي جيبش كم شده بود...!

..............................امضاء:...من...........................