....
(بعضي از)مردها کاین گریه در فقدان همســــــــر
می کنند
بعد مرگ همســـــــر خود ، خاک بر
سر می کنند !
خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل
مـــی برند !
دشت داغ سینــه ی خـــــود ، لاله
پرور می کنند
چون مجانین ! خیره بر دیوار و بر در
مــی شوند
خاک زیر پای خود ، از گریه ، هــــی
! تر می کنند
روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت
می کنند
دیده را از خون دل ، دریای
احمـــــر مــــی کنند !
در میان گریه هاشان ، یک نظر ! با
قصد خیـــــر !!
بر رخ ناهیـد و مینـــــا و
صنــــــوبر می کنند !
بعدِ چنـــدی کز وفات جانگــــــداز
! او گذشـــت
بابت تسلیّت خــود ! فکـــر
دیگـــــر مـــی کنند
دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن
و سال
جانشیـــــن بی بدیل یار و
همســــــر می کنند
کــج نیندیشید !! فکــر همســــــر
دیگر نیَند !
از برای بچه هاشان ، فکر مـــادر
مـــی کنند !!
.......؟؟؟؟؟؟.......