
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند
.................
مبادا لیله القدرت سرآید گنه بر ناله ام افزون تر آید
مبادا ماه تو پایان پذیرد ولی این بنده ات سامان نگیرد
..................
تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی
لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی
..................
امشب تمام آینه ها را صدا کنید گاه اجابت است رو به سوی خدا کنید
ای دوستان آبرودار در نزد حق در نیمه شب قدر مرا هم دعا کنید
.................
شب قدر است و من قدری ندارم
چه سازم توشه ی قبری ندارم
.............................................................................................................
اينجا حرم
است...
عشق
اينجاست.شوق اينجاست.اينجاست قبله گاه فرشتگان و مأمن بي دلان.
اينجا قدر
است...
قرآنها
ملجأ،گونهها تر از آن همه گناه،شانهها لرزانند.ميشكنند قلبها وميشنوي صدايش.
اينجا
آسمان است...
عرش است و
اوج.امشب ماه تنها نيست.
اينجا از
همه كس هست...
همه اينجا
طفلند،همگان اينجا يتيم...يا علي!آمدهايم روزي نيمه شبمان را بگيريم!
مولا
جان!ببين اين همه اشك زلال.اين همه عاشق بدحال.اين همه حزن و ملال.
بگير اين
همه دستان رو به دعا.و ببخش كه سالي گذشت تا يادآوريم تمام اينها!....